دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی

عنوان : كتاب شناسي دستور زبان فارسي دوره معاصر

دانشگاه آزاد اسلامي واحد سبزوار

دانشكده ادبيات و علوم انساني

پايان‌نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد «M.A.»

گرايش: زبان و ادبيات فارسي

 عنوان:

كتاب شناسي دستور زبان فارسي دوره معاصر (كتاب، مقاله، همايش) 1300 تا 1383

استاد راهنما:

دكتر احمد كرابي

استاد مشاور:

دكتر محمدرضا راشد محصل

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب:

پيشگفتار………………………………………………………………………………………….. الف

مقدمه…………………………………………………………………………………………………. 1

فصل اول ـ كتاب‌ها………………………………………………………………………………… 1

فصل دوم ـ پايان‌نامه‌ها…………………………………………………………………………… 89

فصل سوم ـ مقاله ها………………………………………………………………………………149

نمايه………………………………………………………………………………………………. 455

چکیده:

در عصري كه بدان عصر انفجار اطلاعات گفته مي‌شود و روزانه هزاران داده به صورت منابع ديداري و شنيداري، چاپي و غيرچاپي، در سراسر جهان توليد مي‌شود و به انبوه چندميليوني اطلاعات موجود مي‌پيوندد؛ وجود كتاب شناسي‌ها، با توجه به نقش بنيادين تحقيق، براي دسترسي هرچه زودتر منابع و جلوگيري از تكرار چندباره پژوهش‌هاي انجام شده، براي محققان و علاقمندان، ضروري به نظر مي‌رسد. كتاب شناسي حاضر كه پايان‌نامه مقطع كارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي است؛ با همين هدف گردآوري شده است. اين كتاب شناسي كه نوعي كتاب شناسي موضوعي و توصيفي به شمار مي‌رود و برپايه آيين نگارش علمي نوشته شده است؛ كتاب‌ها، مقاله‌ها و پايان‌نامه‌هايي را كه در فاصله سالهاي 1300 تا 1383 دربارة دستور زبان فارسي و گويش‌هاي ايراني نوشته شده است، معرفي مي‌كند. همچنين مواردي چون پرسش و پاسخ‌ها، نكته‌ها، گزارش‌، و مصاحبه و معرفي كتاب نيز آورده شده است. منابعي كه توسط گردآورنده به طور مستقيم ديده نشده است. اين اثر، با نمايه‌هايي چون نمايه عنوان و نمايه اشخاص پايان مي‌يابد.

پیشکش:

اگر تنها، تنها و تنها، در سكوت چهار ديوار اطاق خويش، عيد را و قدر را، به نوشتن سر كردم، اگر فراتر از يك سال، در كوچه‌هاي پرازدحام جواني‌ام، تنها به آهنگ نوشتن، گام برداشتم؛ اگر چشمانم، ترانة خواب را به ديدار عاشقانة يك تولد، به سرخي سخت‌ترين خستگي‌ها سخاوتمندانه بخشيد؛ همه را پيشكش مرجان‌هاي نگاه شاهنشاه سرزمين وجودم، امام (رضا)، كه آسمان اعتمادم به تمامي از آن اوست و جادوي گنبد او زنجير شرم قلم من است؛ مي‌كنم.

پيشكشي از سر تعظيم، به وسعت باوقار دستان پدرم، حرمت سجادة چشمان مادرم و نجابت آسمان قلب خواهرم ليلا، اين سه نقطه پيوستة مثلث زندگي‌ام.

پیشگفتار:

آموختن دستور زبان آنقدر اهميت دارد كه حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: «العلمُ ثلاثَةٌ: الفقهُ لِلْأديانِ و الطِب‌‌ُّ لِلْأبدانِ و النحوُ لِل‍ِّسانِ»؛ يعني علم سه گونه است: علم فقه براي دين‌شناسي، علم طب براي سلامت بدن و علم نحو براي حفظ زبان.»[1]؛ نيز جلال‌‌الدين همايي مي‌نويسد: «قواعد و اصول يك زبان، درست در حكم قوانين يك كشور است. از كشوري كه قانون در آن حكم‌فرما نيست؛ جز هرج و مرج چه انتظار بايد داشت؟»[2]؛ همچنين محمدرضا دايي جواد در كتاب دستور خود آورده است: «ما بايد رعايت قواعد زبان را مثل رعايت قوانين كشور و آداب لباس پوشيدن محترم بشماريم و غلط ننويسيم و درست سخن بگوييم زيرا نظم جامعة ادبي نيز مانند انتظامات ديگر جوامع قابل احترام است.»[3]

بنا به تأكيداتي اين چنين و ضرورت حفظ استقلال و صيانت هرچه بيشتر زبان فارسي، به خصوص در طي قرن اخير، بسياري از انديشمندان اين سرزمين همت گماردند تا پژوهش‌هاي ارزشمندي را دربارة دستور زبان فارسي آغاز كنند. مجموعة حاضر، به پاس قدرداني از تمامي آناني كه در اين راه بذل جان و عمر كردند و نيز احترام به امر اطلاع‌رساني در كمترين زمان ممكن، كتاب‌ها، پايان‌نامه‌ها و مقاله‌هايي را كه در فاصله سال‌هاي 1300 تا 1383 ه‍ .ش. نوشته شده است؛ همراه با اطلاعات كتاب شناسي آن آثار به شيوة نگارش علمي، فراهم آورده است. بدون شك در اين كتاب شناسي برخي از آثار نوشته شده بنا به دلايل مختلفي از قلم افتاده و با وجود مرور چندين باره آن، نقايصي در آن راه يافته است كه نگارنده را عذرخواه اهل پژوهش مي‌كند. اميد است كه توصيه‌هاي اهل تحقيق تكميل‌كننده اين اثر باشد.

1. جعفر طباطبايي، برتر از خون شهيد، ارزش دانش و دانشمند در كلام پيشوايان) قم: پيام امام هادي، 1382(، ص 61 به نقل از: حسن بن سعبه حر‌ّاني، تحف العقول)قم: جامعه مدرسين، [بي‌تا](، ص 208.

2. جلال‌الدين همايي، «دستور زبان فارسي»، در: به قلم جمعي از نويسندگان. مقدمه لغت‌نامه دهخدا. تهران: دانشگاه تهران، 1377، ص 121.

3. محمدرضا دايي جواد، راهنماي دستور زبان فارسي براي همه) اصفهان: كتابفروشي ثقفي، 1334 (، ص د.

مقدمه:

1ـ تعريف “دستور” در زبان فارسي:

واژه دستور در زبان فارسي قدمتي طولاني دارد. اما معاني اوليه آن غير از آن چيزي است كه امروزه به عنوان يك علم از آن نام برده مي‌شود. قبل از آوردن كهن‌ترين معاني آن بايد يادآور شويم كه اين واژه در فرهنگ نفيسي، اسم عربيِ مأخوذ از فارسي، در فرهنگ آنندراج، فارسي و در مدارالأفاضل، عربي معرفي شده است. «”دستور” [به فتح دال] صاحب دست و مسند و آنكه در تمشيت امور بر او اعتماد كند و به معني اجازت و رخصت نيز آمده و به اين معنا “دستوري” نيز گويند.»[1]؛ «وزير و منشي باشد … و چوب گندة درازي را نيز گويند كه به عرض بر بالاي كشتي اندازند و ميزان كشتي را بدان نگاه دارند.ـ و چوبي كه در پس دراندازند تا در گشوده نگردد.»[2]؛ «كتابي كه در او مايحتاج چيزها نوشته شده باشد و نسخه جامع كل حساب كه نسخه‌هاي ديگر از آن بردارند. جمع: دساتير…ـ دستورات: صد يكي كه به زمين‌دار در وقت جمع اراضي داده مي‌شود.»[3]؛ «دستور به ضم، وزير ـ فارسيان آن را به فتح استعمال كنند به معني مذكور و به جاي اعتماد و چوب فروترين جهاز كه به بادبان بندند.»[4]؛ «… طرز و روش بود ـ مقتداي امت زرتشت باشد از مقوله موبد.»[5]؛ «… و اين لغت را عرب تصرف كرده اول آنرا كه مفتوح است، مضموم ساخته، استعمال نمايند چرا كه وزن فعلول به فتح الف در عربي نيامده.»[6]

اما با پيدايش علم قواعد زبان فارسي و جايگزيني واژة دستور به جاي قواعد يا صرف و نحو، معاني اختصاصي و تازه‌اي براي اين واژه ارایه شد كه نمونه‌هايي از آن آورده مي‌شود:

1ـ «دستور زبان فارسي از قاعده‌هايي كه برگرفته از زبان است و درست گفتن و درست نوشتن را در بيان فكر و مطلب به ما مي‌آموزد؛ فراهم آمده است.»[7]

2ـ «قواعدي كه به ياري آنها شناخت اجزاي سخن و عوامل تشكيل‌دهندة گفتار انجام مي‌گيرد؛ دستور زبان ناميده مي‌شود.»[8]

3ـ «دستور، قوانيني است كه مطابق آن شخص مي‌تواند در زباني، درست و بي‌خطا، سخن بگويد و بنويسد.»[9]

4ـ «دستور زبان، دانشي است كه ساختمان زبان را بيان مي‌كند. وسيله‌اي است براي رسانيدن يا ثبت مقصود انسان كه در صورت بيان كردن، به آن سخن يا گفتار يا كلام گويند.»[10]

2ـ نگاهي گذرا به تاريخچه دستورنويسي در جهان:

الف ـ دستورنويسي در غرب:

دستور زبان «گرامر» به يوناني «گراماتيكه = grammatiké» و به لاتيني «گراماتيكا= grammatica» گفته مي‌شود. [11] «گرامه» در يوناني به معناي «حروف الفبا» است واز اين رهگذر اشاره‌اي است به نوشتن.[12]

نخستين كسي كه دستور زبان را نگاشت، فردي از هند به نام «پاني ني» است كه به قول «ماكس ميولرو موريس لروي» و «جان هيور» و «جان ليونزد» در قرن چهارم پيش از ميلاد و به گفته «گلد زيهر»، دانشمند آلماني، در قرن هشتم و به تأييد «بلوم فیلد»، دانشمند آمريكايي، در حوالي 350ـ250 قبل از ميلاد و به قول «جان كرول» آمريكايي، در قرن سوم قبل از ميلاد مي‌زيسته است. وي دستور زبان سنسكريت را نگاشته است.[13]

اما در يونان باستان نخستين كسي كه به تقسيم جنس به انواع سه‌گانه مذكر، مؤنث و مخنث پرداخته است، فيلسوف معروفِ سوفسطايي به نام «پروتاگوراس = Protagoras» است كه در قرن

 پنجم مي‌زيسته است.[14] پس از وي، «افلاطون» (427 ق.م ـ 347 ق.م) در كتاب خود به نام «كرتيلوس» مسأله قراردادي يا طبيعي بودن منشاء زبان را، كه بعدها دو مكتب فكري طبيعي‌گرايان و قراردادي‌گرايان را در دانش زبان شناسي جديد بوجود آورد، مطرح كرد و در كتاب ديگر خود به نام «سوفست»، براي اولين بار، «فعل = rhema» و «اسم onoma» را تعريف نمود و ميان آن دو تمايز قايل شد. [15]

بعدها «ارسطو»، برجسته‌ترين شاگرد افلاطون، مقولة «حرف syndesmol» را به مقوله بالا افزود

 و در رساله‌اي با نام «اندر عبارت = on Interpretation» مخالفت خود را  با   طبیعی  بودن زبان،  بیان

كرد.[16] و درپي او «رواقيون» چهارحالت «فاعلي= nominative»، «مفعولي = accusative»، «اضافي =

 genitive» و «مفعول‌اليهي= dative» را مطرح كردند. ولي تقسيم‌بندي كلام به هشت جزء، براي اولين بار به وسيله «ديوني سيوس تراكس = Dionysius Thrax» مطرح شد. اين دانشمند يوناني صد سال قبل از ميلاد مي‌زيسته است، وي كامل‌ترين دستور زبان يوناني را نگاشته و براي نخستين بار دستور زبان را علمي مستقل بيان كرده است. تقسيم‌بندي او همچنان در دستور زبان سنتي امروز باقي مانده است و با اضافه شدن «صوت» به صورت: اسم، صفت، فعل، ضمير، حرف تعريف، حرف اضافه، قيد، حرف ربط و صوت به كار مي‌رود.[17] بعد از او «آپولونيوس ديسكولوس»، براي اولين بار به طرح نحو زبان يوناني پرداخت. وي اجزاي هشت‌گانه كلامِ ديونوسيوس را با تعاريفي جديد و با بهره گرفتن از اصطلاحات فلسفي در كارش به كار برد. [18]

از سوي ديگر، روميان براي نوشتن دستور زبان لاتين از سبك و سياق يوناني بهره گرفتند .   اما

در زبان لاتينِ باستان طبقه‌اي از كلمات، كه بتوان آن را هم  ‌رديف با  طبقه حرف تعريفِ زبان   يوناني قرار داد ،  وجود نداشت و بنا به همين دليل   ،   اين طبقه   از حروف در  زبان  يوناني   حذف   شد  اما

دانشمندي به نام «رمئيوس پاله مون»، كه احتمالاً در قرن اول ميلادي مي‌زيسته است؛ طبقة «اصوات» را بيان كرد تا    طبقه‌بندي تراكس همچنان ثابت بماند. [19]   تقليدهايي اين چنين  از دستور زبان يوناني، اين

 پندار را پديد آورد كه دستور اين زبان، يك چارچوب همگاني است كه براي ساير زبان‌ها هم به كار مي‌رود[20] به طوري كه از دستورهاي نوشته شده از سوي برخي دانشمندان يوناني، مانند «ايليوس دوناتوس= Donatus» دانشمند سده چهارم ميلادي با عنوان «فن صغير= Ars minor» و «پريسكيانوس = Priscian/ priscianus» دانشمند سده پنج و شش ميلادي با عنوان «مقولات دستوري»، در تمام دوران سده‌هاي ميانه (500 تا 1500 ميلادي) براي كتاب‌هاي درسي استفاده شد.[21]

در قرون وسطي كه فاصلة زماني قرن پنجم تا قرن پانزدهم را دربر مي‌گيرد؛ فلاسفه مسيحي براي تحليل زباني كه زبان وحي و الهامات آسماني محسوب مي‌شد؛ به اقداماتي دربارة دستور زبان دست زدند و به برخي مشخصات دستوري‌، مانند تمايز اسم و صفت، مطابقه دستوري (مطابقه برخي واژه‌هاي مرتبط در جمله)، كميت دستور (مطابقه ميان دو عنصر از مقوله‌هاي متفاوت، مثلاً فعل و اسم) و بدل در زبان لاتين دست يافتند. البته همه پژوهش‌هاي زبان لاتين در خدمت عقايد و الهيات مسيحي به كار مي‌رفت.[22]

اما در انگلستان، در حدود سال 1000ميلادي «الفريك، پير دير اين‌شام = Eynsham» كتاب دستور زبان و مكالمات خود را كه از نخستين كتاب‌هاي دستور زبان انگليسي بود، با الگوبرداري از نظام دستوري پريسكيانوس نگاشت و بدين‌سان دستور زبان پريسكيانوس الگويي براي ساير دستورنويسان انگليسي شد.[23]

آميختگي فلسفه و زبان در قرن هفدهم رخ داد و بازتاب آن، پديد آوردن دستورهاي عمومي بود كه معروف‌ترين آن «دستور عمومي و عقلاني = Grammaire génerale et raisonée» است كه به دستور رويال (Port-royal) معروف است و در سال 1660 م انتشار يافت.[24] اما آنكه بيشتر از همه فلسفه را وارد مباحث دستوري زبان كرد «Condillac»، حكيم و روانشناس فرانسوي بود. كتاب او در سال 1775 م منتشر شد. او كلام و اجزاء كلام را به عنوان جلوه‌اي از فكر تحليل كرد و خواهان تدوين دستور زبان كلي براي همه زبان‌ها بود. و اين فكر او به كوشش براي زبان‌هاي عمومي‌، از جمله «اسپرانتو» شد. نمونه كامل دستور زبان كلي را با نام «دستور دستورها» در اوايل قرن نوزدهم    مي‌بينيم كه دانشمندي به نام «Giraut Duviver» نوشته است.[25] از دانشمندان همين دوره، مي‌توان فيلسوف و رياضيدانِ معروف، «گوتفيرد ويلهم فن لايبنيتس» را نام برد كه در قلمرو زبان شناسي ادعا كرد كه كليه زبان‌هاي موجود در اروپا و آسيا از يك واحد مشتق شده‌اند. ادعاهايي از اين دست سبب شد تا ديگر دانشمندان به كشف خويشاوندي زبان‌هاي مختلف و نيز شناخت منشاء زبان‌ها بپردازند.[26]

در قرن بيستم دو روانشناس به نام‌هاي «دامورت = J. Damourette» و «پيش = E.pichon» در كتاب خود به نام «بررسي دستور زبان فرانسه» زبان را از نظر روانشناسي و روانكاوي مطالعه كردند و بر منطق قديم حاكم بر دستور زبان، كه كلمات را در حكم ابزار منطقي مي‌دانست و آنها را بر همين پايه تقسيم‌بندي مي‌كرد؛ خط بطلان كشيدند و همين امر سبب شد تا تقسيم‌بندي‌هاي تازه‌اي براي كلمات مطرح شود.[27]

از دانشمندان بزرگ ديگر قرن نوزدهم مي‌توان فردينان دوسوسور (Ferdinan de sausure) را نام برد كه بنيان‌گذار زبان‌شناسي نوين به شمار مي‌رود. وي مطالعه نظام‌مند زبان و زبان‌ها را تشخيص داد و شرايط تحقق دستاوردهاي زبان شناسي قرن بيستم را فراهم كرد.[28]

از ديگر كساني كه انقلابي راستين (تعريف تامس كوهن = Thomas Kuhn) در زبان‌شناسي ايجاد كرد؛ نوام چامسكي «Noam, Chomsky» است كه گام آغازين مطالعات زبان شناسي خود را با نوشتن پايان‌نامه‌اش درباره دستور زبان زايشي عبري نوين، برداشت.[29] «چامسكي زبان‌شناسي را به بخشي از دانش روان‌شناسي تبديل مي‌كند و در مقابل همه آن تلقي‌هايي كه زبان را بر حسب نحوه كاربرد آن تحليل مي‌‍‌كند؛ مي‌ايستد. چامسكي تمايز قاطعي قايل است ميان «دانستن يك زبان» و «كنش زباني».»[30]

  1. 1. محمدقاسم بن حاجي محمد سروري [سروري كاشاني]، مجمع الفرس، به كوشش محمد دبيرسياقي (تهران: علي‌اكبر علمي، 1340)، ج2، ص 519.
  2. 2. محمدحسين بن خلف برهان [برهان تبريزي]، برهان قاطع، به اهتمام محمد معين (تهران: ابن سينا، 1342)، ج2،ص862.
  3. 3. علي‌اكبر نفيسي [ناظم الاطباء]، فرهنگ نفيسي (تهران: كتابفروشي خيام، 1355)، ج 2، ص 1506.
  4. 4. الله داد فيضي سرهندي، مدار الافاضل، به اهتمام محمد باقر (لاهور: دانشگاه پنجاب، 1335)، ص 234.
  5. 5. جمال‌الدين حسين بن فخرالدين حسين اينجو شيرازي، فرهنگ جهانگيري، ويراسته رحيم عفيفي، سلسله انتشارات دانشگاه مشهد، شماره 27 (مشهد: دانشگاه مشهد، 1351)، ج1، ص 1301.
  6. 6. محمد پادشاه [شاذ]، فرهنگ آنندراج (تهران: كتابفروشي خيام، 1336)، ج 3، ص 1879.
  7. 1. خليل خطيب رهبر، دستور زبان فارسي براي پژوهش دانشجويان و ادب دوستان در آثار شاعران و نويسندگان بزرگ ايران (تهران: مهتاب، 1381)، ص 9؛ جهانبخش نوروزي، دستور زبان روان و ساخت زبان فارسي امروزي (شيراز: راهگشا، 1373)، ص 13؛ عبدالعظيم خان قريب و ديگران، دستور زبان فارسي، زيرنظر سيروس شميسا (تهران: فردوس، 1373)، ص 22؛ عبدالرحيم‌ همايون‌فرخ، دستور جامع زبان فارسي، به كوشش ركن‌الدين همايون‌فرخ (تهران: علي‌اكبر علمي، [بي‌تا])، ص 33.
  8. 2. نادر وزين‌پور، دستور زبان فارسي آموزشي (تهران: معين، 1369)، ص 13.
  9. 3. نجف علي ميرزايي، فرهنگ اصطلاحات دستور زبان فارسي (تهران: مدين، 1372)، ص 107.
  10. 4. بهمن محتشمي، دستور كامل زبان فارسي (تهران: اشراقي، 1370)، ص 14.
  11. 5. عبدالرسول خيام‌پور، دستور زبان فارسي (تهران: كتابفروشي تهران، 1372)، ص 11.

6.دومينينگ مينگنو، الفباي زبان شناسي، ترجمه محمدتقي غياثي (تهران: جامي، 1378)، ص 28.

  1. 7. محمدرحيم الهام، “تاريخ روش‌هاي دستورنويسي زبان دري”، ادب، س 21، ش 5ـ6 (حوت 1352)، ص 138-139.

1.محمدرحيم الهام، “تاريخ روش‌هاي دستورنويسي در زبان دري (2): دستورنويسي در قرون وسطي”، ادب، س 22، ش1 (1353)، ص 11.

  1. 2. همان ، ص 3ـ4.

3.كوروش صفوي، درآمدي بر زبان‌شناسي (تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1360)، ص 17.

4.محمدرضا باطني، نگاهي تازه به دستور زبان (تهران: آگاه، 1375)، ص 17-18.

5.ديونوس تراكس، فن دستور، ترجمه كوروش صفوي (تهران: هرمس، 1377)، ص 9.

  1. 6. همان، ص 11.

1.جين اچيسون، زبان شناسي همگاني، ترجمه حسين وثوقي. [ويرايش 2] (تهران: علوي، 1370)، ص 41-42.

  1. 2. مهدي مشكوة‌الديني، سير زبان شناسي (مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، 1373)، ص 27-28؛ نيز: كوروش صفوي، درآمدي بر زبان شناسي، ص 20-21.

3.مهدي مشكوةالديني، سير زبان شناسي، ص 29.

4.ديونوس  تراكس، فن دستور، ص 16.

5.جليل ساغروانيان، فرهنگ اصطلاحات زبان شناسي موضوعي- توصيفي (مشهد: نشر نما، 1369)، ص 186.

1.خسرو فرشيدورد، “ارتباط دستور زبان با منطق و روانشناسي”، كاوش، ش 6 (مهر 1341)، ص 31.

2.كوروش صفوي، درآمدي بر زبان شناسي، ص 25.

3.خسرو فرشيدورد، “ارتباط دستور زبان با منطق و روانشناسي”، ص 30-31.

4.جاناتان كالر، فردينال دوسوسور،ترجمه كوروش صفوي (تهران: هرمس، 1379)، ص 6.

5. بهروز عزب‌دفتري، مؤلف و مترجم، دربارة نوآم چامسكي، تهران: فرهنگ معاصر، 1372، ص 121.

6. محمد باقر اديب، “درآمدي بر زبان شناسي نوام چامسكي: انسان‌ها از پيش برنامه‌ريزي شده‌اند” كيهان، ش 1798 (9 تير 1383)، ص 12.

تعداد صفحه : 690

قیمت :14700 تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

:        ****       [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  **** ***

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :

 

 

برچسب ها :