دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روابط بین الملل

عنوان : بررسي زمينه هاي همكاري و اختلاف ايالات متحده آمريكا و روسيه در  مبارزه با تروريسم در افغانستان 2001-2012

دانشگاه

واحـــــد

دانشكده علوم انساني

پايان نامه جهت دريافت درجه كارشناسي ارشد

رشته روابط بين الملل

عنوان :

بررسي زمينه هاي همكاري و اختلاف ايالات متحده آمريكا و روسيه در

مبارزه با تروريسم در افغانستان 2001-2012

استاد راهنما :

استاد مشاور :

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چكيده

روابط جمهوري فدراتيو روسيه و ايالات متحده امريكا داراي اهميت بسيار زيادي مي باشد . در دوران جنگ

سرد در نظام دوقطبي رقابت سختي بين اتحاد جماهير شوروي و ايالات متحده وجود داشت . حضور امريكا به عنوان

عضوي از ناتو در منطقه و نبودن روسيه در اين پيمان از دلايل بزرگي است كه باعث كشش روسيه به سوي امريكا مي

شود . بدنبال فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و جداشدن جمهوري هاي متعدد از آن كشور و تولد روسيه تغييرات

زيادي در روابط روسيه و امريكا بوجود آمد. از طرف ديگر افغانستان يكي از نگرانيهاي سياست خارجي روسيه است.

اوضاع بي ثبات در افغانستان به ويژه وجود مواد مخدر، افراطگرايي اسلامي و فساد روسيه و متحدان استراتژيكش را در

آسياي مركزي تهديد ميكند. آمريكا، روسيه را به عنوان شريكي مهم در مبارزه با تروريسم در نظر داشته و مبارزه با

تروريسم يكي از زمينه هاي مهم در روابط آمريكا و روسيه است. ه دف تحقيق حاضربررسي زمينه هاي همكاري و

اختلاف آمريكا و روسيه در مبارزه با تروريسم مي باشد. در يك نگاه كلي رويكرد روسيه در قبال اين بحران استفاده از

فرصت در جهت بهبود مناسبات با آمريكا ودر راستاي بهره مندي از نفوذ آن كشور در استفاده از امكانات وتوانايي هاي

سازمان هاي مالي وپولي بوده است و به همين خاطر همكاري خود با ائتلاف بين المللي براي بر خورد با عوامل

تروريستي در افغانستان را اعلام نمود. مي توان گفت كه ايالات متحده آمريكا و روسيه در موضوعاتي مانند مديريت

بحرانها، مبارزه با توسعه اسلام گرايي راديكال وديگر مظاهر افراط گرايي، همكاري در عرصه انرژي به عنوان تقويت زير

ساخت هاي اقتصادي، مبارزه مشترك در زمينه تروريسم، كنترل بيشتر بر رفتار برخي از بازيگران مؤثر منطقه اي نظير

چين – ايران و تأمين اولويت هاي كشور هاي آسياي مركزي زمينه هاي همكاري دارند. همچنين گسترش نفوذ سياسي و

امنيتي امريكا، مخالفت روسها با نظام هژمونيك آمريكا و مانع تراشي غرب در زمينه جايگاه روسيه به عنوان يك قدرت

بزرگ و تعيين كننده جهاني مهم ترين عامل افزايش تنش ميان روسيه و امريكا بوده است.

كلمات كليدي: تروريسم، افغانستان، يازده سپتامبر، روسيه، امريكا٢

مقدمه

روابط روسيه و امريكا از زمان پيروزي انقلاب ماركسيستي در روسيه در سال 1917 همواره يكي از

مهمترين متغيرهاي تعيينكننده در سياست بينالملل به شمار رفته است. نقطه اوج اين مسئله د ر دوران جنگ

سرد و به طور مشخصتر در زمان بحران موشكي كوبا رقم خورد كه به اعتقاد بسياري از تحليل گران ،

جهان تا آستانه يك برخورد هستهاي به پيش رفت.

بدنبال فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و جداشدن جمهوري هاي متعدد از آن كشور و تولد روسيه تغييرات

زيادي در روابط روسيه و امريكا بوجود آمد. با فروپاشي شوروي و پايان جنگ سرد ، اگرچه تنشها در

روابط روسيه و امريكا تا حدود زيادي كاهش يافت و نقش محوري روابط روسيه و غرب جاي خود را به

موضوعات مهمتري مانند روابط غرب و جهان اسلام داد، اما در بسياري از بحرانها و مسائل مهم جهاني

همچنان مواضع روسيه به عنوان يكي از پنج عضو شوراي امنيت، از نقش تأثيرگذار و تعيينكنندهاي

برخوردار بوده است.

طي اين سالها روابط روسيه و غرب از يكسو عرصه مجموعهاي از مسائل اختلاف برانگيز (از اختلاف بر سر

مسائل بالكان و گسترش ناتو به شرق گرفته تا اختلاف بر سر مسئله استقرار سپر دفاع موشكي و بسياري از

موضوعات ديگر)، بوده است و از سوي ديگر، شاهد همكاريهاي متنوعي مانند همكاري در موضوع مبارزه

با تروريسم، همكاريهاي گسترده در زمينه اقتصادي و همچنين تفاهم در خصوص كاهش تسليحات اتمي

بوده است. برخي از عرصهها مانند موضوع برنامه هستهاي ايران و مسئله انرژي نيز تاكنون عرصه توأمان

همكاري و رقابت ميان روسيه و غرب بوده است.

پس از حملات يازده سپتامبر، ايالات متحده آمريكا ماشه جنگ عليه تروريسم را كشيد و افغانستان را به

عنوان نقطه آغازين مبارزه با تروريسم تعريف كرد و اين كشور را مورد حمله نظامي قرار داد.روسيه نه تنها

در شوراي امنيت راي به مداخله نظامي در افغانستان داد بلكه هم چنين با استقرار پايگاه هاي نظامي آمريكا

در آسياي مركزي به منظور كمك به جنگ افغانستان مخالفتي نكرد. يعني روسيه اقدام نظامي ايالات متحده

را در راستاي منافع و امنيت ملي خود ارزيابي نمود. روابط جمهوري فدراتيو روسيه و ايالات متحده امريكا

داراي اهميت بسيار زيادي مي باشد. در دوران جنگ سرد در نظام دوقطبي رقابت سختي بين اتحاد جماهير

شوروي و ايالات متحده وجود داشت. حضور امريكا به عنوان عضوي از ناتو در منطقه و نبودن روسيه در

اين پيمان از دلايل بزرگي است كه باعث كشش روسيه به سوي امريكا مي شود. افغانستان يكي از

نگرانيهاي سياست خارجي روسيه است. اوضاع بي ثبات در افغانستان به ويژه وجود مواد مخدر،

افراطگرايي اسلامي و فساد روسيه و متحدان استراتژيكش را در آسياي مركزي تهديد ميكند. روسيه براي

رفع اين چالش ها به دنبال اين است كه به طور فزايندهاي نقش فعالي را در بازسازي و ثبات افغانستان در ٣

سطوح مختلف روابط دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي ايفا كند. بنابراين روسيه و امريكا داراي منافع مشتركي

در افغانستان هستند و مسكو از تلاش براي مشاركت بينالمللي در افغانستان به رهبري غرب خرسند است.

به رغم پايان يافتن رژيم طالبان در سال 2001 افغانستان همچنان منبع توليد تهديدات براي روسيه و

چالشهايي را براي امنيت روسيه و متحدانش در آسياي مركزي ايجاد ميكند. اين چالش ها عبارتند از

قاچاق مواد مخدر، افراطگرايي اسلامي و تروريسم، بيثباتي سياسي و فساده گسترده در افغانستان كه باعث

نگراني روسيه است. افغانستان با وجود تمام مشكلاتش بار ديگر به عاملي مهم در سياست خارجي روسيه

تبديل شده است. لذا در اين تحقيق زمينه هاي همكاري و اختلاف آمريكا و روسيه در مبارزه با تروريسم در

افغانستان مورد بررسي قرار مي گيرد..۴

فصل اول:

كليات تحقيق۵

1-1 – بيان مسأله

پس از حملات يازده سپتامبر، ايالات متحده آمريكا مبارزه جدي و قاطع خود عليه آنچه تروريسم بين

المللي مي ناميد آغز كرد و افغانستان را به عنوان نقطه آغازين مبارزه با تروريسم تعريف كرد و اين كشور را

مورد حمله نظامي قرار داد. هدف اعلامي ايالات متحده حذف القاعده و حكومت طالبان حامي آنها به عنوان

منبع اصلي بنيادگرايي اسلامي بود كه به زعم ايالات متحده اقدامات تروريستي عليه غرب را تشويق و

ترغيب مي كرد. اقدام نظامي آمريكا نه تنها با حمايت دولت هاي فرامنطقه اي همراه شد بلكه دولت هاي

مانند ايران، روسيه، پاكستان و چين نيز اقدام نظامي آمريكا را تائيد كردند. اين به خاطر آن بود كه هركدام از

چهار دولت ياد شده نيز از نوع تفكر حاكم بر افغانستان نگران بودند و لذا آن را تهديدي عليه خود مي

دانستند. روسيه نه تنها در شوراي امنيت راي به مداخله نظامي در افغانستان داد بلكه هم چنين با استقرار

پايگاه هاي نظامي آمريكا در آسياي مركزي به منظور كمك به جنگ افغانستان مخالفتي نكرد. لذا بايد گفت

كه روسيه اقدام نظامي ايالات متحده را در راستاي منافع و امنيت ملي خود ارزيابي نمود .

اگر ادعاي فوق پذيرفته شود اين ادعا نيز پذيرفتني و مقبول است كه احياي دوباره تفكر طالبان در

افغانستان و گسترش نفوذ منتهي به عمليات تروريستي توسط آنها خود به مثابه احياي تهديدات منبعث از

بنياد گراي اسلامي براي دولت ياد شده است كه به نظر نمي رسد مورد مطلوبي براي آن باشد. لذا اين گونه

به نظر مي رسد كه مادامي كه اقدامات ايالات متحده معطوف در افغانستان به مبارزه با القاعده و طالبان و

كمرنگ كردن نقش آنها در حيات اجتماعي افغانستان باشد، كشور ياد شده راضي خواهد بود و منتفع مي

شود.

از طرف ديگر وقوع حوادث يازدهم سپتامبر باعث نزديكي بيسابقه روسيه به امريكا و مشاركت در

جنگ با تروريسم در افغانستان شد. درواقع روسيه ازيكطرف براي رشد اقتصادي و حل مشكلات داخلي

به كمكهاي اقتصادي غرب و امريكا نياز داشت، ولي ازطرفديگر وابستگي بيش از حد به غرب ميتوانست

1 موقعيت سياسي روسيه را در نظام بينالملل تضعيف كند.

در خصوص پيوستن روسيه به ائتلاف ضدتروريستي به رهبري امريكا، اين كشور به اين نتيجه رسيد كه

فرصت بينظيري براي بهرهگيري روسيه از پتانسيلهاي نظام بينالملل و غرب پديد آمده است .در پي اين

امر روسيه به صورت تلويحي برتري امريكا را پذيرفت و كوشيد از ايجاد تنش با غرب بپرهيزد.

ازطرفديگر سياست پوتين نسبت به متحدان منطقهاي خود از جمله ايران، تحتتاثير نزديكي به غرب قرار

گرفت و لذا روسيه كوشيد به ديپلماسي پنهان روي آورد. امضاي توافقنامه دوجانبه نيمهمخفي در مورد

 

١

.رحمان قهرمانپور، استراتژي امريكا در خاورميانه و روند يكجانبهگرايي در نظام بينالملل، كتاب امريكا، تهران، موسسه فرهنگي مطالعات و

تحقيقات بينالمللي ابرار معاصر تهران، 1382، صص34ــ32۶

تقسيم درياي خزر و متوسلشدن به بهانههاي مختلف به هنگام برملا شدن اين توافقات، محدودكردن

فروش تسليحات نظامي پيشرفته به ايران و چراغ سبز نشاندادن به امريكا براي حمله به عراق در صورت

1 تضمين بازپرداخت بدهيهاي عراق به روسيه را ميتوان در پرتو حوادث يازدهم سپتامبر تحليل كرد.

 

روابط جمهوري فدراتيو روسيه و ايالات متحده امريكا داراي اهميت بسيار زيادي مي باشد . در دوران

جنگ سرد در نظام دوقطبي رقابت سختي بين اتحاد جماهير شوروي و ايالات متحده وجود داشت . حضور

امريكا به عنوان عضوي از ناتو در منطقه و نبودن روسيه در اين پيمان از دلايل بزرگي است كه باعث كشش

روسيه به سوي امريكا مي شود . بدنبال فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و جداشدن جمهوري هاي متعدد از

آن كشور و تولد روسيه تغييرات زيادي در روابط روسيه و امريكا بوجود آمد .

آسياي مركزي، ايران و افغانستان و مرزهاي خاورميانه، نقطهي محوري رقابتي است كه ديروز تحت

عنوان ابرقدرتها انجام ميگرفت و امروز كه در قالب يك ابرقدرت و يك نيروي ناهمسو به نام روسيه

تقليل يافته است، انجام ميپذيرد. پس از حوادث 11 سپتامبر، موضوع تروريسم اسلامي به يك مسئلهي مهم

ميان دو كشور تبديل شد .پوتين به بوش اختيار تام داد تا به افغانستان حمله كند تا از اين راه بتواند موقعيت

خود را براي مبارزه با تروريسم در آسياي مركزي تقويت كند. اين مسئله باعث گرديد تا به نوعي توازن

منطقه بهم بخورد و روسيه به عنوان كشوري كه نميتواند دفاع محكمي از كشورهاي همسو و نيز قوانين

بينالمللي انجام دهد، مطرح شود.

اين مسئله به ويژه در لغو تحويل موشكهاي «اس – 300» به ايران در حالي كه آمريكا و اسراييل اين

كشور را تهديد به حمله كرده بودند، به چشم آمد. نشانهي ديگر اين مسئله چشمپوشي روسيه از ترور

« بنلادن» توسط آمريكا بود كه از اين راه روسيه توانست در منطقهي قفقاز مبارزهي خود برضد تجزيه طلبان

را تقويت كند. تحسين روسيه پس از قتل بنلادن، اظهارنظرهاي گرم مسئول هماهنگ كنندهي امور

ضدتروريسم اوباما، «دانيل بنيامين» دربارهي روسيه در جلسهي كنگره را به دنبال داشت كه تأكيد ميكند

آمريكا، روسيه را به عنوان شريكي مهم در مبارزه با تروريسم در نظر داشته و مبارزه با تروريسم يكي از

مؤلفههاي عمده در روابط آمريكا و روسيه است.

از طرف ديگر افغانستان يكي از نگرانيهاي سياست خارجي روسيه است. اوضاع بي ثبات در افغانستان

به ويژه وجود مواد مخدر، افراطگرايي اسلامي و فساد روسيه و متحدان استراتژيكش را در آسياي مركزي

تهديد ميكند. روسيه براي رفع اين چالش ها به دنبال اين است كه به طور فزايندهاي نقش فعالي را در

بازسازي و ثبات افغانستان در سطوح مختلف روابط دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي ايفا كند. بنابراين روسيه

و غرب داراي منافع مشتركي در افغانستان هستند و مسكو از تلاش براي مشاركت بينالمللي در افغانستان به

رهبري غرب خرسند است. مشاركت روسيه در بازسازي و درگير شدن در مسائل افغانستان در نتيجه

 

١. رحمان قهرمان پور ، پيشين، ص

35٧

تعدادي از عوامل است كه به منافع ملي روسيه و نقش رو به رشد اين كشور در نظام منطقهاي و جهاني

اشاره دارد. به رغم پايان يافتن رژيم طالبان در سال 2001 افغانستان همچنان منبع توليد تهديدات براي

روسيه و چالشهايي را براي امنيت روسيه و متحدانش در آسياي مركزي ايجاد ميكند. اين چالش ها

عبارتند از قاچاق مواد مخدر، افراطگرايي اسلامي و تروريسم، بيثباتي سياسي و فساده گسترده در افغانستان

كه باعث نگراني روسيه است. افغانستان با وجود تمام مشكلاتش بار ديگر به عاملي مهم در سياست خارجي

روسيه تبديل شده است. هدف روسيه از مشاركت در ائتلاف بينالمللي در افغانستان و پشتيباني از

1 تلاشهاي جامعه جهاني از بين بردن تهديدات ناشي از اين كشور به منافع خود است

.

لذا بررسي زمينه هاي همكاري آمريكا و روسيه در مبارزه با تروريسم ، نياز به بررسي و مطالعه جدي

توسط پژوهشگران دارد . زيرا در شرايط جديد موضوعات جديدي جهت همگرايي و واگرايي در روابط

دوكشور به وجود آمده است كه شناخت اين عوامل لازم است .

تعداد صفحه :247

قیمت :14700 تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

:        ****       serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  *** ***

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :